کانون هواداران منچستریونایتد – آلن اسمیت در ادامه صحبت‌هایش با پادکست UTD به بحث در مورد روی کین، کاپیتان سابق شیاطین سرخ پرداخت.

اسمیت و کین، پس از انتقال این بازیکن انگلیسی به الدترافورد به مدت یک سال در کنار یکدیگر بازی کردند و در سال ۲۰۰۵ بود که هافبک ایرلندی یونایتد از این تیم جدا شد. پس از این اتفاق سرالکس فرگوسن از آلن اسمیت به عنوان یک هافبک استفاده کرد.

اسمیت معتقد است خصوصیت‌های کین چه به عنوان یک فرد و چه به عنوان یک بازیکن او را تبدیل به بازیکنی خاص کرده بود و هنوز جانشینی برای او در منچستریونایتد پیدا نشده است و ممکن است هیچ وقت این اتفاق نیفتد.

او در صحبت‌هایش گفت:

پیدا کردن جانشینی برای روی کین چه از لحاظ شخصیتی و چه از لحاظ بار فنی به عنوان یک بازیکن، مخصوصا در منچستریونایتد، غیرممکن است.

فکر نمی‌کنم هنوز چنین جانشینی پیدا شده باشد و منچستریونایتد هم در رختکن و هم داخل زمین به بازیکنی مانند روی کین شدیداََ نیاز دارد.

هیچ کس نمیتوانست عملکرد او را تکرار کند. و من فقط تا جایی که میتوانستم، در آن پست خوب عمل کنم. هیچ وقت این گونه نبود که به من بگویند:” تو قرار است روی کین باشی.” هرگز نمیتوانستم چنین کاری را انجام دهم.

از اسمیت پرسیده شد که آیا روی کین از بعد فوتبالی و فنی بازیکنی بزرگ شده توسط طرفداران و رسانه ها بوده است و قدرت رهبری او خیلی بیشتر از کیفیت وی به عنوان یک بازیکن بوده است و اسمیت پاسخ داد:

شما می‌توانید از تمام بازیکنانی که در کنار یا مقابل او بازی کردند این سوال را بپرسید و ۹۹ درصد آن‌ها جوابی مشابه خواهند داد. از نظر من روی صرفا فقط یک رهبر نبود. این حرف بی‌احترامی به کین به عنوان یک فوتبالیست است. شما نمی‌توانید چون فقط رهبر خوبی هستید در منچستریونایتد بازی کنید و کاپیتان آن‌ها باشید. این انتقادی ناعادلانه از بازیکنی است که احتمالا یکی از بهترین هافبک‌های تاریخ لیگ برتر می‌باشد.

 

روی کین نیز از انتقال اسمیت به الدترافورد استقبال کرده بود و در دومین زندگی‌نامه‌ای که نوشته بود به خوبی از او یاد کرده بود:

آلن اسمیت از لیدز به اینجا آمد و شروع بسیار خوبی داشت. من خیلی خوب با اسماج (لقب اسمیت) کنار آمدم. چیزی که برایم عجیب بود، این بود که هرگز مست نمی‌کرد و همین ویژگی او را از بقیه متمایز میساخت. او تا آخر شب با ما می‌ماند و بگو و بخند میکردیم. او تا زمانی که همه مست می‌شدند با ما بود و من تا آن موقع دست از نوشیدنی خوردن برمی‌داشتم و با هم گپ میزدیم. در آن جمع فقط ما دو نفر میتوانستیم در آخر شب‌ها حال درستی داشته باشیم و به صحبت ادامه دهیم.