با مورینیو، بر سر دو راهی!

پایگاه هواداران منچستر یونایتد – اشتباه نکنید؛ حتی با لحاظ کردن نتیجه ی رقم خورده برابر کریستال پالاس، نتایج این فصل لیگ برتر به شکل ناامید کننده ای برای منچستر یونایتد  رقم خورد. در ابتدای فصل و بخصوص پس از خرید ستاره های نامی در تابستان (زلاتان ایبراهیموویچ، پل پوگبا، هنریک مخیتاریان و مهمتر از همه اریک بیی به عنوان یکی از نقاط با ثبات این فصل)، از این تیم به عنوان یکی از گزینه های اصلی قهرمانی نام برده می شد. نام ژوزه مورینیو را به عنوان کسی که باید جانشین سر الکس فرگوسن می شد به اسامی بالا اضافه کنید؛ همه فکر می کردند که به کمک او باشگاه برای تمامی عناوین قهرمانی می جنگد.

به جای جنگیدن و تلاش در کسب عنوان قهرمانی، تمامی امید و توجه باشگاه جهت حضور در لیگ قهرمانان اروپای سال آینده به برد در دیدار پایانی لیگ اروپا معطوف شده است. این فرصت خوبیست برای کسب عنوان قهرمانی، بخصوص عنوانی اروپایی که در ویترین باشگاه وجود ندارد؛ اما این امری ناخوشایند است که سرنوشت یونایتد برای حضور در بین بهترین تیم های اروپایی به این تک بازی وابسته باشد.

برای ژوزه مورینیو، این فصل به شکل معماگونه ای رقم خورد. او نخستین سرمربی یونایتد است که در اولین فصل حضور خود توانسته یک عنوان بزرگ (جام اتحادیه انگلستان) را برنده شود و می تواند دومین قهرمانی خود را در صورت اتخاذ بهترین تاکتیک ها برابر آژاکس جوان، کسب کند.

از لحاظ عناوین قهرمانی، او به موفقیت های ملموسی دست یافته است؛ اما نمی توان جنبه های منفی این فصل را نادیده گرفت. زنجیره ی آزاردهنده ی شکست ناپذیری یونایتد را می توان با عدم توانایی تیم در کشتن بازی توصیف کرد؛ درحالیکه رفتار مورینیو در قبال برخی از بازیکنان و عملکرد بیش از حد محتاطانه ی تیم برابر رقیبان مستقیم، موثر واقع نشد. حتی اگر یونایتد در استکهلم به پیروزی دست یابد، باز هم فصل اول ژوزه مورینیو تنها با عنوان «موفقیت مشروط» شناخته خواهد شد.

چه چیز در سال دوم مورد انتظار است؟ باوری جمعی و مسلم وجود دارد که مورینیو همه چیز را تغییر خواهد داد؛ حتی با توجه به عملکرد پایین تر از حد معقول در فصل جاری، اما فصل آینده همه چیز بهتر خواهد شد. این اطمینانی کور و متعصبانه نیست. تابستان گذشته، باشگاه خریدهای خوبی انجام داد و به نظر می رسد که راهبردی موثر در زمینه ی نقل و انتقالات در پیش گرفته است. با عنوان قهرمانی احتمالی و موجی که ایجاد می کند و با نگاه به سابقه ی مورینیو در فصل های دوم، می توان به سال آینده امیدوار بود.

این نگاهی خوش بینانه است؛ اگر همه چیز آنطور رقم نخورد که مورد نظر طرفداران و باشگاه است، آنگاه چه خواهد شد؟ این احتمال وجود دارد که سناریوی فصل آینده مانند فصل جاری، ناامید کننده و کمتر از حد انتظار رقم بخورد. این وسوسه وجود دارد که باشگاه با ژوزه خداحافظی کرده و از نو شروع کند؛ اما این روش دوبار دیگر امتحان شده است، یک بار دیوید مویس جای خود را به لوئیس فن خال داد و بار دوم این سرمربی هلندی جای خود را برای مورینیو خالی کرد. این روشی جهت پرورش استعدادها و پیشرفت مداوم نیست.

به قول معروف: «یک بار مرا گول زدی، ننگ بر تو؛ دوباره مرا گول زدی، ننگ بر من»؛ اما اگر برای سومین بار باشگاه فریب بخورد، آنگاه دیگر راه فراری از سرزنش ها باقی نخواهد ماند. اگر تلاشی در جهت اخراج مورینیو از باشگاه صورت بگیرد، آنگاه این امری پذیرفته شده خواهد بود که «مدل مدیریتی» یونایتد فعلی کاملا غلط است. اگر یک “مربی فوق العاده” نتواند در این محیط رشد کند، پس هیچ کس دیگری قادر به انجام این کار نخواهد بود.

ورای مساله ی اخراج ژوزه، ساختار نامناسب ورزشی یونایتد به چشم اسفندیار باشگاه تبدیل شده است؛ اگر چه قرمزها، جان مورتاگ (John Murtough) را به عنوان رئیس بخش توسعه ی فوتبالی باشگاه استخدام کرده اند، اما از دید یک ناظر خارجی به نظر می رسد که رویکردی قوی برای مقابله با مسائل و مشکلات فوتبالی وجود ندارد.

در نبود گزینه ی بازسازی ساختارمند، تنها گزینه ی معنادار باقیمانده آن است که زمام کلی باشگاه در اختیار مورینیو قرار گیرد تا یونایتد را برای ۴-۵ سال آینده شکل دهد. به جز آن یک گزینه ی نامحبوب باقی می ماند که در نهایت به عنوان تلاشی بی ثمر شناخته خواهد شد: ادامه ی چرخه ی دائمی گذار، به روش اخراج و جایگزینی سرمربیان!

ترجیع بند عمومی در مورد عملکرد این فصل مورینیو یک کلام است: «این تیم (بازیکنان) اون نیست!» اگر این استدلالی مهم برشمرده می شود، آنگاه می توان در ادامه پاسخی رو به جلو داد و آنکه: «این باشگاه شخصی او نیست!» اگر مدیر ورزشی یا جایگاه مدیر فوتبالی در یونایتد وجود ندارد، این وظیفه ی مورینیو خواهد بود که کل باشگاه، و نه فقط تیم اصلی بزرگسالان، را متناسب با نیازها و انتظارات خودش شکل دهد. این انتظار در یک سال اتفاق نمی افتد و نیازمند حضور مداوم مورینیو در مرکز مدیریت باشگاه است.

با نگاه به گذشته، زمانیکه مسابقات تا این حد بُعد تجاری نداشتند و برای سرمربیان زمان مناسبی فراهم می شد و مقایسه آن دوران با حال که سطح فوتبال گسترش یافته و مدل کسب و کار مخصوص به خود را پیدا کرده است؛ در می یابیم که برای کار کردن در این محیط و موفقیت های کوتاه مدت، گاهی نیاز به امید است تا نشان دهد که سود برنامه های بلند مدت ارزش تحمل سختی ها را دارد.

در مورد مورینیو می توان گفت که باشگاه، رئیسی را انتخاب کرده که خیلی زود به موفقیت در جام اتحادیه انگلستان دست یافته است و همچنین شانس قهرمانی در لیگ اروپا دارد. سوال اصلی آن است که آیا او می تواند در بلند مدت موفق باشد و راهبرد قهرمانی در لیگ برتر را عملی کند؟ گذشته ی او نشان می دهد که مورینیو و باشگاه، هر دو، باید به سمت آبهای ناشناخته در قرارداد طولانی مدت این سرمربی پرتغالی و بعد از آن حرکت کنند.

گزینه ی جایگزینی برای باشگاه وجود ندارد. حتی اگر فصل دوم نیز نا امید کننده طی شود، باشگاه توان تحمل ناپایداری دیگر در اثر تغییر سرمربی ندارد. نشانه هایی از خواست اد وودوارد جهت تغییر ساختار ورزشی باشگاه دیده نمی شود؛ به نظر می رسد که تنها گزینه ی منطقی باقیمانده برای باشگاه، حفظ مورینیو برای سالیان متمادی خواهد بود.

از نظر مالی، با وجود بدهی ناخالص بیش از ۵۰۰ میلیون پوند، باشگاه در مسیر مناسبی قرار دارد و می تواند با فراغ بال در بازار نقل و انتقالات شرکت کند؛ نام و برند “منچستر یونایتد” دارای کشش قابل توجهی در سراسر جهان است. سد موقت و مشخصی برابر سرمایه گذاری در جهت دیدگاه های مورینیو قرار دارد. سلسله مراتب موجود در اولدترافورد نمی خواهد به یکباره و پیش از آنکه از ساخت باشگاه توسط مورینیو مطمئن شود (حتی اگر ساخت سیستم جدید و ریشه دوانی آن زمان بر شود)، شاخه ی تاثیر خود بر باشگاه را قطع کند.

مسابقات لیگ برتر تمام شده و دیدار پایانی لیگ اروپا در پیش است. برای ژوزه و هواداران یک حالت بیشتر باقی نمانده است؛ ما اینجا بر سر دو راهی، با مورینیو گیر کرده ایم.

احتمال دارد که چندین سال در این وضعیت نامطلوب بمانیم تا وضعیتی محبوب شکل گیرد …

64 Comments
قدیم‌ترین
جدیدترین محبوب‌ترین
Inline Feedbacks
View all comments