حدود 21 سال از بهترین قرارداد 1 میلیون پوندی تاریخ می گذرد. در اینجا به نقل قول هایی درباره  کینگ کانتونا می پردازیم.

ترانسفری که فوتبال انگلیس را شوکه کرد، راه یونایتد برای اولین قهرمانی در لیگ برتر را هموار ساخت و باعث بهبود فوتبال مدرن در جزیره شد.

انتقال  1 میلیون پوندی اریک کانتونا از مدافع عنوان قهرمانی یعنی لیدزیونایتد به رقیب همیشگی اش منچستریونایتد در زمان خود بسیار دور از انتظار و ناگهانی بود. در آن زمان و پس از آن افراد زیادی در مورد کینگ اریک اظهار نظر کردند. در اینجا به برخی از مهم ترین نقل قول ها می پردازیم.

تروور فرانسیس (سرمربی شفیلد ونزدی از 1990 تا 1994- تیمی که در ژانویه 1992 کینگ را چند روز در تمرینات خود دید)

آن زمان اریک از فوتبال فرانسه خداحافظی کرده بود، اما دنیس روچ (ایجنت او) و میشل پلاتینی اصرار داشتند که او به بازی ادامه دهد. آن ها از من خواستند که او را بپذیرم. او به اینجا آمد اما شرایط آب و هوایی اجازه برگزاری حتی یک جلسه تمرین را نمی داد. سرمربی لیورپول او را رد کرده بود. ما مجبور شدیم چند جلسه تمرینی را در فضای بسته برگزار کنیم اما این برای تست کردن اریک کافی نبود. من از آنها خواستم که چند روز بیشتر اریک را در تمرینات داشته باشیم. آن ها جواب دادند : “او اریک کانتوناست. بازیکنی نیست که در تمرینات تست شرکت کند.” بعد از آن خود اریک نزد من آمد و گفت: “من می خواهم شانسم را در لیدز امتحان کنم.” و چند روز بعد به لیدز پیوست.

او بعدها بازی های خیره کننده ای را در لیدز و در یونایتد ارائه داد. تیم ما در آن زمان تازه به لیگ دسته اول آمده بود و اکثر بازیکنان ما بازیکنان متوسطی بودند. شاید اریک برای تیم کوچک ما خیلی بزرگ بود.

article-2237631-162A62FD000005DC-839_634x451

هاوارد ویکینسون (سرمربی لیدزیونایتد 1988 تا 1996 – کسی که کینگ را در ژانویه 92 به خدمت گرفت و در نوامبر او را فروخت.)

سهم اریک در قهرمانی ما در لیگ 1992 غیر قابل انکار است. بعضی از بازیکنانم از اینکه به آن قهرمانی لقب «قهرمانی کانتونا» داده شده بود، دلخور بودند. اریک واقعا تاثیر فراوانی روی تیم داشت. او یک بازیکن تمام عیار بود که در تمرینات هم به خوبی شرکت میکرد. درباره جدایی او تنها چیزی که می توانم بگویم این است که فروش او تصمیم من نبود. این تصمیم خود اریک بود. من با بازیکنی روبرو بودم که در فرانسه حضور داشت و به ما پیغام داده بود که دیگر هرگز برای بازی کردن به لیدز برنمی گردد. من چاره ای جز فروش او نداشتم.

سر الکس فرگوسن

اینکه او چگونه با قراردادی که از تماس اول با لیدز تا امضای قرارداد نهایی فقط 24 ساعت طول کشید به اینجا آمد، واقعا حیرت انگیز است. من و مارتین ادواردز در یک روز بارانی در اتاق ریاست در حال تنظیم پیشنهادهایی برای مهاجمان طراز اول که در لیست خریدمان حضور داشتند، بودیم. پیشنهادمان برای دیوید هرست رد شد. باید خیلی سریع عمل می کردیم. گزینه هایمان یکی پس از دیگری از دست می رفتند. این اتفاقات یادآور خاطرات تلخ فصل پیشش بود. من آن زمان هم از اینکه فرصت را برای خرید اریک کانتونا که تازه وارد انگلستان شده بود از دست دادیم، واقعا افسوس خوردم. در همین زمین تلفن مارتین زنگ زد. آن طرف خط بیل فادربای (رئیس لیدزیونایتد) بود. او به ما پیشنهاد خرید دنیس اروین را داد. من فرصت را غنیمت شمردم، نام اریک را روی تکه کاغذی نوشتم و آن را جلوی مارتین گذاشتم. مارتین بلافاصله گفت: “اگر شما قصد فروش کانتونا را داشته باشید، ما او را می خواهیم. لطفا به طور جدی به پیشنهاد ما فکر کنید.” ساعتی بعد، از طرف لیدز با ما تماس گرفته شد و چانه زنی بر سر خرید اریک آغاز شد.

article-2237631-000272B0000001F4-582_634x565

مارتین ادواردز (رئیس سابق یونایتد)

در ابتدا در رسانه ها رقم قرارداد او 1.2 میلیون پوند ذکر می شد اما ما در عمل فقط 1 میلیون پوند برای اریک پرداختیم. رئیس لیدز از ما 1.6 میلیون پوند درخواست کرد اما من گفتم این رقم خیلی زیاد است. پس از چانه زنی طولانی، بر سر 1 میلیون پوند توافق کردیم. وقتی این خبر را به فرگوسن دادم او واقعا خوشحال و هیجان زده شد. بعد از آن ما برای ملاقات با اریک به هتل میدلند منچستر رفتیم. اریک می خواست مطمئن شود که بازیکن اصلی یونایتد است و می خواست بداند سر الکس در چه پستی از او استفاده خواهد کرد. بعد از این صحبت ها، فقط مانده بود که درباره مبلغی که باید به او بپردازیم مذاکره کنیم.

همه این اتفاق ها خیلی آرام افتاد. وقتی به خریدهایی که در یونایتد انجام داده ام نگاه می کنم، به این نتیجه می رسم که اریک یکی از دو خرید موفق من بود. دیگر خرید خوب من پیتر اشمایکل بود. اریک برای ما راهگشای موفقیت بود. ما 26 سال قهرمان لیگ نشده بودیم و وقتی او به تیم آمد، ما در 5 سال بعدی 4 بار به قهرمانی رسیدیم. تنها فصلی که نتوانستیم قهرمان شویم، سالی بود که اریک محرومیت طولانی خود را به خاطر ضربه کونگ فو به صورت تماشاگر کریستال پالاس سپری می کرد. اریک قبول کرد که در آن مدت دستمزدش قطع شود. پس از محرومیت، او دوباره به تیم برگشت و با تمام تمرکزش برای ما بازی کرد.

باسلی بُلی (دوست و هم تیمی او در تیم ملی فرانسه)

وقتی برای اولین بار بعد از پیوستن اریک به یونایتد برای دیدن او به منچستر رفتم، او به من گفت: “بیا بریم بیرون! میخوام یه چیزی رو بهت نشون بدم.” ما در خیابانهای شهر قدم می زدیم و مردم به محض اینکه اریک را می دیدند با شور و شوق زیادی به سمتش می آمدند و از اینکه او را بین خود می دیدند واقعا خوشحال بودند.  اریک با هیجان در گوش من گفت: “می بینی؟ مردم اینجا عاشق من هستند. آن ها واقعا عاشق من هستند.”

ریچارد شاو (مدافع کریستال پالاس که اریک در آن بازی معروف به خاطر خطا روی او اخراج شد و سپس ضربه کونگ فوی خود را روانه کرد.)

توپ بلند ارسال شد، من خود را برای دور کردن آن آماده می کردم که اریک ضربه محکمی را به من زد. او اخراج شد اما من ضربه کونگ فوی او را ندیدم. وقتی بعدا در تلویزیون آن ضربه را تماشا کردم دهانم باز ماند. همه شوکه شده بودند. فکر می کنم اریک در آن لحظه با خودش فکر کرده: “این پسر داره به من توهین می کنه! چه کسی این حق رو به اون داده؟ خودم باید ادبش کنم!” و اریک این کار را کرد. این چیزی است که بازیکن هایی مثل  او را آنقدر بزرگ و متفاوت می کند. آن ها این غیرت و تعصب و وسوسه شیطانی را درون خود دارند. از آن روز به بعد هر وقت در اولدترافورد بازی کردم، هو شدم. جالب بود. من کاری نکرده بودم. من کتک خورده بودم و هو می شدم. البته انتظار این را داشتم چون اریک یک قهرمان واقعی است.

رایان گیگز

اریک بازنشستگی اش را یک هفته قبل از تولد 31 سالگی اش اعلام کرد. ما شوکه شدیم. زندگی با اریک یک سورپرایز طولانی برای ما بود. شما هرگز نمی توانستید حرکت بعدی او را حدس بزنید. هیچ مراسم خداحافظی یا چیزی شبیه به آن برگزار نشد. من تا زمانی که فصل بعد او را در زمین ندیدم، خداحافظی اش را باور نکردم.

article-2237631-162E485F000005DC-736_634x472

28 Comments
قدیم‌ترین
جدیدترین محبوب‌ترین
Inline Feedbacks
View all comments