آنچه آموختیم: زسکا مسکو ۱-۱ منچستر یونایتد

پایگاه هواداران منچستریونایتد – دمای هوای زیر صفر درجه، ساعت ده شب و خیل عظیمی از جمعیت؛ همه و همه چیزی جز نشان از یک شب سرد دور از خانه در روسیه نیست. در ادامه به نکاتی که از بازی در برابر زسکا مسکو یاد گرفتیم، پرداخته می شود.

آنتونیو والنسیا هنوز می تواند آن را انجام دهد.

من هنوز از روی علاقه روزهایی را به یاد می آورم که والنسیا قادر به بیرون گذاشتن از بازی نبود. من در آرزوی بازگشت آن روزها هستم، چرا که بازی او بسیار فوق العاده بود در روزی که روزش بود. سرعت او کم شده و شاید کمی از اعتماد به نفس او از دست رفته است. بازی کردن در پست دفاع راست در هفته های گذشته کمکی به او نکرده است؛ اما دیشب هیچ کدام از آنها مشکلی نبود. قبل از اینکه ادامه دهم؛ خیر، او با هر تسامح و تساهلی یک مدافع راست فوق العاده نیست و این را یک یا دو بار در بازی دیشب نشان داد ولی این موارد محدود بودند. چیزی که برای من در این سفر نوستالژی شگفت انگیز بود؛ تنها پاس گل او برای آنتونی مارسیال نبود، بلکه اصرار و ثبات او در پاس به بازیکن خودی و حرکت بر روی خط طولی (منظور همان اورلپ) بود. نه! محصول نهایی همیشه پول نخواهد بود. با وجود والنسیا شما فکر نمی کنید که فرد نابجایی در آن پست قرار گرفته است؛ چرا که می دانید او در نهایت در آن پست به خوبی عمل می کند و والنسیا این کار را کرد. من نمی توانم منتظر بمانم که والنسیای گذشته را ببینم (سن به کمک او نخواهد آمد و این غیر واقع بینانه خواهد بود اگر از او این انتظار را داشته باشیم) ولی اگر او عملکردی مانند بازی گذشته انجام دهد و بارها آن را بتواند تکرار کند؛ آنگاه من شکست خورده و تسلیم هستم.

شرایط نقش آفرین شدند، اما در انتهای زمین تیم مستحکم ظاهر شد.

بدون هیچ اغراقی می توان گل زسکا را یک گل بدون هدف و به دست آمده در یک هرج و مرج نامید. عملکرد ضعیف از مارکوس روخو (من هنوز نمی دانم که او کجا بود)، سادگی آنتونی مارسیال (چرا دست او در آن ناحیه در هوا معلق بود؟) و تنبلی از فیل جونز (او باید توپ را تعقیب می کرد.) همگی باعث این گل شدند. فیل جونز در نیمه اول بسیار نگران کننده ظاهر شد و قلب مرا در دو موقعیت به حلقم آورد، اما در نیمه دوم همه چیز بهبود یافت. روخو آنقدر ضعیف ظاهر نشد که کارشناسان می خواهند که ما باور کنیم؛ او بالاخره در نیمه دوم موفق شد که فرناندز را ساکت کند (کاری که توسط دالی بلیند ادامه یافت) و در کل واحد دفاعی در زمان دوم بازی بهبود یافت. انتقال هررا به سمت میانه میدان در کنار مورگان اشنیدرلین در نیمه دوم باعث شد که ضد حملات آنها سرکوب شود. نمره ۴ از ۱۰ درنیمه اول و ۸ از ۱۰ در نیمه دوم برای عملکرد خط دفاعی یونایتد مورد نظر بنده است.

لینگارد می تواند با فرصت های بیشتر، وضعیت بهتری پیدا کند.

اولین بازی لیگ قهرمانان در شرایط کمتر مورد علاقه، جسی لینگارد را مورد آزمایش قرار داد. یک یا دو موقعیت حاکی از عدم تجربه او در این سطح بود اما دریبل کردن چهار نفر (هر چند در نهایت بی ثمر باشد) برای یک تماشاگر دوست داشتنی بود. او در همه جای زمین درخشان و مشغول به نظر می رسید. او بازیکنی است که به خاطر بدشانسی در مصدومیت و استعداد ذاتی او، بسیاری از طرفداران یونایتد دوست دارند موفقیت او را شاهد باشند. اگر او بتواند بازی هایی مشابه به این بازی داشته باشد، هیچ مشکلی وجود نخواهد داشت که به او فرصت های بیشتری داده شود و همه چیز بهتر خواهد شد.

نتیجه گیری

با گفتن: “تساوی در روسیه یک نتیجه خوب بود.” قطعا جواب خواهم شنید که: “اما ما منچستر یونایتد هستیم.” بلی، من به آن آگاه هستم. ولی این تیمی نیست که یونایتد در سال ۲۰۰۸ داشت. واقع گرایی باید بر نوستالژی غلبه کند. با نزدیک شدن به دربی و نزدیکی تیم ها در گروه، بازی گذشته تنها در مورد این بود که یونایتد از دیگر تیم ها فاصله نگیرد و امیدوار به ندادن مصدوم باشد. عملیات موفق آمیز بود. همه چیز با جاگیری دو مدافع مرکزی جلو زن، اسمالینگ و جونز، به نظر خوب پیش می رود. رونی شب سخت دیگری داشت. همیشه به او پاس نمی رسد و او در نیمه اول از بقیه تیم جدا به نظر می رسید اما در نیمه دوم بازی بهتری از خود به نمایش گذاشت تا آنچنان که به نظر می رسد ضعیف نباشد! مارسیال گل خود را به خوبی به ثمر رساند که باعث افزایش اعتماد به نفس او می شود و در مقایسه با ممفیس بازیکن بهتری به نظر می رسد. به طور کلی به سختی می توان نکته منفی از تیم دید. قطعاً بهترین آماده سازی برای بازی با منچستر سیتی نبود، اما بدترین نیز نخواهد بود.

بگذارید هیجان آغاز شود …

Comments are closed.