اشلی یانگ، مرد اول دربی منچستر، نمایشی کاملاً متفاوت از ابتدای فصل ارائه داد، مقطعی که به نظر می رسید این وینگر برای به دست آوردن شانس حضور در ترکیب تیم فن خال می بایست دچار مشکل باشد.

پایگاه هواداران منچستر یونایتد در ایران – وقتی در تابستان 2011 باشگاه منچستریونایتد انتقال اشلی یانگ را تأیید کرد، هواداران سورپرایز شدند اما خوشحال… نه چندان. یانگ عملکرد خوبی در آستون ویلا داشت، اما اینگونه به نظر می رسید که او ماهی ای بزرگ در حوضی کوچک بوده است. چنانکه با وجود بودن در سطحی بالاتر نسبت به بازیکنان خوبِ تیمش، وقتی برای بازی در بهترین تیم کشور آمد هنوز توان لازم را نداشت.

یونایتد اندکی پیش از آن با کسب قهرمانی برای نوزدهمین بار رکوردشکنی کرده بود. بنابراین سر الکس فرگوسن تنها به چند خرید کم سروصدا بسنده کرد. آوردن فیل جونز و داوید دخیا از آن جمله بود. این دو بازیکن تنها 19 و 20 سال سن داشتند. بهترین سال های آن ها پیش رویشان بود. در حالیکه یانگ پیش از 26 ساله شدنش می بایست به اوج بازی اش رسیده بوده باشد. با این حساب او در این شرایط به اندازه ی کافی خوب نبود.

نکته ی قابل تأمل نحوه ی خرید او توسط یونایتد بود. نزدیک به 20 میلیون پوند برای وینگری در سطح او، آن هم در سال آخر قراردادش. تخفیفی هم که باشگاه می بایست به خاطر زمان کم باقی مانده از قرارداد او دریافت می کرد به خاطر ” انگلیسی بودن” عملاً بی اثر شده بود.

انتقال انجام شده بود. به هر حال، تقریباً بدون معطلی بیشترِ هواداران خوشبین یونایتد شروع به تجزیه و تحلیل او از نظر آماری کردند. آمار، از تأثیرگذاری او در فاکتور پاس منجر به گل در چند فصل اخیر حکایت داشت. و نکته ی تحسین برانگیز و ارزشمند در مورد او این بود که به لیورپول جواب منفی داده بود تا به یونایتد منتقل شود.

اما با همه ی این اوصاف، این انتقال خلاف انتظارِ هواداران تیم قهرمان جزیره بود. چرا که سیتی امثال سرخیو آگوئرو و سمیر نصری را جذب کرده بود و چلسی خوان ماتا را. رقابت در چنین سطحی آوردن بازیکنی در سطحی به مراتب بالاتر را می طلبید.

به دور از انصاف است اگر این موضوع را نادیده بگیریم که یانگ شروع درخشانی در باشگاه داشت، به ثمر رساندن دو گل فوق العاده در شب تحقیر آرسنال با نتیجه 8 بر 2 از آن جمله بود. اما در طول سه فصل بعدی، لحظات درخشش او انگشت شمار و با فصله ی زیاد از هم رخ داد.

download (2)

این حقیقت که در همان روزهای اول بحث هایی بین هواداران وجود داشت که کدام انتقال بهتر بوده است : خریدی که لیورپول برای استیوارت داونینگ انجام داده بود یا یونایتد برای یانگ با مبلغی تقریباً برابر، مقایسه ای بود با نشانه هایی از این جنس که یانگ در میان هواداران چه اندازه ضعیف فرض می شد و انتقالش تا چه اندازه کوچک.

هرچند در دو فصلی که او تحت رهبری فرگوسن بازی می کرد چیزهایی برای ارائه داشت، اما فصل سومش در باشگاه و با هدایت دیوید مویس اسف بار بود. یانگ در بین شمار زیادی از بازیکنانی که عملکرد ضعیفی داشتند تنها نبود، فصلی که در انتهای آن تنها تعدادی انگشت شمار از بازیکنان می توانستند سر خود را بالا بگیرند. اما این بازیکن سابق ویلا در میان بدترین های تیم جای گرفته بود.

یانگ تبدیل به بازیکنی شده بود که نمی توانست از عهده ی حریف مستقیمش بربیاید, نمی توانست عبور کند، و شوت هایش که پیش از این نقطه ی قوت او بود، اکنون اغلب بسیار دور از چارچوب زده می شد. او هنوز لحظات خود را داشت، مثل گلی که در لیگ کاپ به استوک زد و یکی از کاندیدهای گل برتر فصل باشگاه شد یا گل خاصی که چند هفته بعد وارد دروازه ی کاردیف کرد. اما تداوم بازی خوب او در حد صفر بود. تا وقتی که به بازی گرفته می شد هواداران از او حمایت می کردند، تا اینکه نهایتاً مویس دیگر از او استفاده نکرد.

تابستان 2014 وقتی لوئیز فن خال به عنوان سرمربی تیم تعیین شد، تقریباً برای همگان مسلم بود که یانگ جزو نخستین بازیکنانی است که از در باشگاه برای همیشه بیرون می روند. فن خال برای بازیکنان کناری که توان آوردن توپ به محوطه ی جریمه ی حریف را نداشتند وقت نداشت.

اولین حضور فن خال روی نیمکت شیاطین سرخ، بازی دوستانه پیش فصل برابر لس انجلس گلکسی بود. یانگ در نیمه ی دوم آن بازی جایگزین رونی شد و دو گل از 7 گل تیمش را به ثمر رساند. چنین نمایش درخشانی برابر حریف ام ال اسی نشان از اندکی تغییر در یانگ بود.

هفته ی بعد از آن یونایتد به مصاف رئال مادرید تیم قهرمان اروپا رفت و یانگ در پیروزی 3 بر 1 تیمش دو گل دیگر به ثمر رساند. رسانه های جمعی با ساختن طنز و لطیفه در مورد یانگ از او استقبال کردند. جملاتی طعنه آمیز با این مضمون که فن خال نابغه ای است که می تواند چنین بازی خوبی از بازیکنی چون او بگیرد. اما با شروع فصل دیگر پیش فصل به حساب نمی آمد و کاری که یانگ انجام داده بود یک اتفاق بود. چراکه اوضاع آنگونه که هواداران انتظارش را داشتند پیش نرفت.

در حالیکه حالا با توجه به پیروزی های مهمی که در برابر تیم هایی مثل سیتی، لیورپول و تاتنهام کسب شده همه چیز برای فن خال خوب به نظر می رسد، همیشه اینگونه نبوده است. فوتبالی که با سیستم 2-5-3 بازی می شد ضعیف بود. صرف نظر از نتایج و هواداران راضی نبودند.

اما در این دوره ی نارضایتی، وقتی خستگی طرفداران از صحبت های فن خال درباره ی “فلسفه” و “تعادل” در تیم بیشتر می شد، یانگ در حال اجام وظیفه اش به شکلی عالی بود. وقتی به عنوان دفاع چپ استفاده شد، به گونه ای بازی کرد که انگار همیشه در آن پست بازی کرده است، و وقتی تاکتیک های فن خال تغییر کرد، او به همان میزان، به عنوان یک بال چپ نفوذی شایسته بود.

یانگ بازیکنی سخت کوش است، همیشه همینطور بوده، اما حالا تلاش های او به شیوه ای موثرتر به کارِ تیم می آید. او با همان سرسختی و سماجتِ قبل در فضایی که برایش ایجاد می شود حرکت می کند و می تواند به همان اندازه که همیشه در زمین تلاش کرده، کار کند، اما دستاوردها بسیار بزرگ تر و مهم تر از قبل هستند.

او در ماه اکتبر به منچسترایونینگ نیوز گفت : ” من فقط می خواهم به بهترین شکلی که می توانم بازی کنم. سرمربی به من اعتماد کرده و من می خواهم به زمین مسابقه بروم و خوب بازی کنم. سرمربی جدید روش ها و فلسفه ی خودش را دارد، هر بازیکنی که خریده برای همین منظور بوده است. ما نشان داده ایم که می توانیم با ترکیب های متفاوتی وارد زمین شویم و بازی کنیم. برای من هیچ فرقی ندارد. چیزهای جدیدی در پستی که در آن بازی می کردم وجود داشت، اما همانطور که گفتم سرمربی سیستم را تغییر داد و ما توانستیم در برای تیم های مختلف تغییر سیستم بدهیم.”

برخلاف برخی بازیکنان، یانگ بازیکنی است که به خاطر بودنش در یونایتد قدردان است. شاید به این خاطر که فکر می کند در جایی قرار دارد که بالاتر از سطح اوست، جایی که ستاره های دیگر ممکن است احساس کنند با کاری که آن ها برای تیم می کنند این باشگاه است که باید قدردان وجود آن ها باشد.

وقتی یانگ از ویلا به یونایتد آمد گفت : ” شانس آمدن و بازی کردن برای یکی از بزرگ ترین باشگاه های دنیا چیزی بود که نمی توانستم آن را رد کنم. این شانسی است تا امیدوار باشم با کمک به آن ها برای کسب قهرمانی بیستم، بخشی از تاریخ شوم. برای شروع بیش از این نمی توانم انتظار بکشم. این چشم اندازی بود که که همیشه از دوران کودکی در سر داشتم. بازی کردن برای یکی از بزرگ ترین باشگاه های دنیا. حالا آن فرصت را به دست آورده ام. پس فقط باید دودستی به آن بچسبم و رهایش نکنم.”

download (3)

عملکرد یانگ برابر سیتی در روز یکشنبه مثال خوبی برای این است که حالا تحت هدایت فن خال او چطور فرصتی که از آن حرف می زد را در آغوش کشیده است. خوب بازی کردن یک چیز است، اما خوب بازی کردن در دربی چیز کاملاً متفاوتی است. تعداد زیادی از بازیکنان سیتی به خاطر اینکه بازی خوبی از خود ارائه ندادند و جایگیری درستی در زمین نداشتند به ذعن هوادارانشان مقصرند، یانگ از این فرصت استفاده کرد و هر کاری که دلش می خواست انجام داد تا تیمش طرف پیروز میدان باشد.

یانگ گل تساوی و مهم اول را به ثمر رساند قبل از اینکه سازنده ی دو گل بعدی تیمش باشد. اما این فقط عملکرد او روی کاغذ است.

در واقع، ما عزم یانگ را برای برگرداندن یونایتد به بازی دیدیم، فرصتی که هر بازیکنی در آن شرایط پشت به دروازه قادر به گل کردن آن توپ نبود. ما او را در حال دویدن به سمت هواداران دیدیم، و به آن ها نشان می داد که آن گل چه اهمیتی برایش داشت. او را دیدیم که چطور پابلو زابالتا را با یک پاس پشت پا محو کرد پیش از آنکه پاس گل دوم را به فلینی بدهد و تیمش را جلو بیندازد. از یک ضربه ی ایستگاهی، او موقعیتی برای اسمالینگ ساخت که گل نکردنش برای او دشوار بود تا اختلاف به سه گل افزایش یابد.

بعد از اینکه یانگ جایزه اش را به عنوان بهترین بازیکن زمین می گرفت از او سوال شد که چه چیزی باعث این تغییر عظیم در بازی او شده است.

یانگ جواب داد : ” من فقط به چیزی که سرمربی گفت گوش دادم. او می خواست به من بازی بدهد و من می خواستم به زمین بروم و جواب اعتمادش را بدهم.”

فرگوسن نتوانسته بود این فرم را در یانگ ایجاد کند و مویس هم یقیناً نه. اما حالا، بعد از ماه های اندک بازی برای تیم فن خال، یانگ به بازیکنی تبدیل شده که ستاره ای مثل دی ماریا را نیمکت نشین کرده است. یک سال پیش حتی فکر کردن به چنین جمله ای مضحک به نظر می رسید. اما یانگ دیگر موضوعی برای مضحکه و خنده نیست. او خودش را به عنوان یکی از قابل اتکاترین بازیکنان در این فصل به اثبات رسانده. پس شنیدن گزارشاتی مبنی بر اینکه یانگ در آستانه تمدید قراردادش به مدت سال دیگر است، باعث تعجب نیست، و همینطور اینکه برای ماندنش حقوقش نیز افزایش خواهد یافت.

یانگ و یونایتد ترکیبی نیستند که در عرش ساخته شده باشند : او در ترکیب مطلوب بسیاری از هواداران یونایتد جایی نداشت و بسیاری خواستار این بودند که فروخته شود. اما حالا، همانطور که به 30 سالگی نزدیک می شود، یانگ سرانجام مثل آن نوع از بازیکنان باکیفیتی شده که انتظار خریدش از فرگوسن بزرگ می رفت.

 download

Comments are closed.