این پست بیش از آنکه یک مقاله باشد دل نوشته ای است از من، به عنوان یک هوادار منچستریونایتد

پایگاه هواداران منچستریونایتد در ایران – این روزها شایعه ی جدایی داوید دخیا و پیوستنش به رئال مادرید بیش از پیش قوت گرفته و تبدیل به دغدغه ای برای هواداران شده است. برخی نگران رفتن این جوان اسپانیایی اند و برخی دیگر از حالا او را منفور خود می دانند. اما این ماجرا برای من و امثال من که بیشتر سال های عمرمان، به هواداری یونایتد گذشته است به هیچ وجه تازگی ندارد. کم نبودند بازیکنانی که وقتی برای اولین بار از “راهروی عشق” گذشتند و به چمن اولدترافورد پا گذاشتند بازیکنانی به ظاهر معمولی و متوسط بودند، اما گذشت زمان نشان داد که نبوغ فرگوسن در انتخاب بازیکن تا چه اندازه قابل اعتناست. دیه گو فورلان، رود فن نیستلروی، کریستیانو رونالدو و نمانیا ویدیچ نمونه های بارزی هستند برای این مطلب.MANCHESTER, ENGLAND - DECEMBER 18: (L-R) Cristiano Ronaldo, Diego Forlan and Ruud van Nistelrooy pose with Casey Ogden during the annual players' visit to childrens' hospitals on December 18, 2003 in Manchester, England. (Photo by Manchester United via Getty Images) *** Local Caption *** Cristiano Ronaldo;Diego Forlan;Ruud van Nistelrooy;Casey Ogden

بازیکنان گمنامی که به ستاره هایی درخشان مبدل شدند و سرانجام یک به یک باشگاه را ترک کردند. جالب آنجاست که درخشان ترین ستاره ها همیشه چشم کهکشانی ها را بیش از سایرین به خود دوخته دیده اند. آن ها همیشه مترصد فرصت بوده اند تا پدیده های نوظهور تیم های مختلف را به چنگ بیاورند و البته علاقه ای خاص و همیشگی به یاران مستعد ما داشته اند. بکهام، فن نیستلروی، رونالدو…

و حالا دخیا…

دروازه بانی که وقتی به یونایتد آمد تنها 20 سال داشت. یکی از آخرین کشف های رئیس. جوانی که علی رغم نشان دادن ضعف های بسیار و ناامید کردن هواداران در اولین فصل حضورش در جمع شیاطین، به جای نیمکت نشینی میدان دید و کم کم بزرگ شد. تا جایی که حالا نامزد دریافت جایزه ی بهترین بازیکن فصل جزیره شده.

de-gea-catching-stats-david_3241187-600x318

سال ها پیش، هر زمان که یکی از بازیکنان دوست داشتنی یونایتد، تیم را ترک می کرد ناراحت می شدم و مقصر این جدایی را فرگوسن می دانستم. رفتن بکهام بیش از همه آزاردهنده و غیرقابل هضم بود. بعدها که بزرگتر شدم و با فلسفه ی باشگاه آشناتر، سر الکس فرگوسن دیگر برایم آن پیرمرد متکبری نبود که هروقت از بازیکنی خسته می شد عذرش را می خواست. درک کردم که آئین و فرهنگ باشگاهی که من عاشق آن هستم با تمام باشگاه های دنیا فرق دارد. فلسفه و منش منچستریونایتد بر بازی تیمی و برابری تک تک اعضای تیم استوار است و بازیکن سالاری در آن جای ندارد. مردمی ترین تیم دنیا…

وقتی نوشته های پیرمرد اسکاتلندی را در مورد رفتن بکهام خواندم، بیش تر از قبل توجیه شدم :

” لحظه ای که یک بازیکن منچستریونایتد فکر کند از سرمربی بزرگ تر است باید برود. من همیشه گفته ام که : Sir-Alex-Ferguson-and-Dav-002زمانی که سرمربی اقتدار خود را از دست بدهد، دیگر باشگاهی در کار نیست. باشگاهی که بازیکن ها بخواهند آن را اداره کنند، چیزی جز دردسر نیست. دیوید فکر می کرد که از الکس فرگوسن مهم تر است. من در این مورد شک نداشتم. البته برایم فرقی نمی کرد که الکس فرگوسن است یا پیت لوله کش. نام سرمربی مهم نیست. اقتدار مهم است. نباید اجازه داد رختکن در اختیار یک بازیکن قرار بگیرد. خیلی ها کوشیدند رختکن را در اختیار بگیرند. کانون اقتدار در منچستریونایتد دفتر سرمربی است.برای دیوید ناقوس به صدا درآمده بود…”

یونایتد سال هاست که جزو ثروتمندترین باشگاه های دنیا بوده، ولی پرورش بازیکن و توجه به آکادمی، همیشه بیشترین اهمیت را داشته است. علی رغم تغییر اندک این جریان در سال های اخیر، شاکله و همینطور بنیان فکری همچنان حفظ شده است. ما از آن باشگاه هایی نیستیم که با سرمایه های شیوخ عرب یا وارثان چاه های نفت نامی برای خود دست و پا کرده اند و حالا به ما و دیگران پزِ قدرتشان را می دهند. تاریخچه ی یک باشگاه را با پول نمی توان تغییر داد.

BHrnSwvCQAA-F_W

من به شخصه دشمن دیرینه مان، لیورپول را، هر اندازه هم که منفور هواداران باشد به چنین تیم هایی ترجیح می دهم.

در اینجا قصد اهانت به هیچ باشگاهی وجود ندارد. هدف، بیان واقعیت هاست.

رئال مادرید… باشگاهی که با اتکا بر ثروت هنگفتش همواره رکورد نقل و انتقالات را جابجا می کند تا با اثبات مکرر کهکشانی بودنش به دیگران فخر بفروشد. در آن جا هریک از بازیکنان همچون برندی تجاری هستند که حتی خوش سیما بودن معیاری برای ماندن یا رفتنشان از تیم به حساب می آید. اما در باشگاه منچستریونایتد اینکه پوستت چه رنگی دارد، از کدام قاره، کشور و نژاد هستی فرقی نمی کند. ملاک برتری در این جا شایسته بودن است، به عنوان یک فوتبالیست، یک انسان. این جا روح تیمی و کار گروهیست که اهمیت دارد. در اینکه تماشای بازی ستارگان یا به قول سر الکس “بت های جهانی” چشم نوازتر و لذت بخش تر از سایر اعضای تیم است تردیدی وجود ندارد. اما همه ی بازیکنان، چه آن ها که ثابت بازی می کنند، چه ذخیره ها و بازیکنان آکادمی از نگاه هواداران واقعی یونایتد ارزشمندند و قابل احترام. به این خاطر که پیراهن سرخ یونایتد را بر تن می کنند و برای موفقیت باشگاهی با چنین روح، غنا و پیشینه ای تلاش می کنند و عرق می ریزند. ما بازیکنانمان را “باور” داریم. هواداران واقعی یونایتد، هیچ یک از اعضای تیم را مورد تمسخر قرار نمی دهند و هو نمی کنند. حتی اگر آن بازیکن افت کرده و از شرایط آرمانی به دور باشد. آن ها که مثل گری نویل و گیگز ماندند و اسطوره شدند برای همیشه در قلب ما جای دارند. و آن ها را که رفتند و می روند به خاطر تلاششان ستایش و برایشان آرزوی موفقیت می کنیم.

صحبت از رفتن دخیاست…

fad123721611manchester-unite

اگر او بماند، طرفداران مثل گذشته از او حمایت خواهند کرد، دوستش خواهند داشت و از دیدن بازی هایش لذت خواهند برد. اما اگر به هر دلیلی قصد ترک باشگاه را کرد و تصمیم گرفت درون دروازه ی تیمِ محبوبِ کودکانِ عاشقِ پلی استیشن بایستد، بسیار خب…تنها کاری که در مورد او انجام می دهیم آرزوی بهترین هاست.

یونایتد به بازیکنانی احتیاج دارد که برای تاریخسازیِ دوباره، از جان و دل مایه بگذارند. متأسفانه در دنیای امروز، زیاد نیستند انسان هایی که با واژه هایی چون وفاداری،قدرشناسی،تعصب و حرمت بیگانه نباشند. دنیای ما تبدیل به تجارتخانه ای بزرگ شده که در آن پر بودن حساب های بانکی بیشتر و پیش تر از هر چیز دیگری اهمیت دارد.

یونایتد از نگاه من همچون ماه، پر نور است و تابان. تماشای ستاره ها در اطراف ماه، آسمان شب را زیباتر می کنند. اما بود و نبودشان غمی برای ماه نیست، چراکه ستاره ها دیر یا زود خاموش می شوند. این ماه است که تا ابد جاودان خواهد بود.

ما هرگز نخواهیم مرد

Comments are closed.