فوتبال برای مربیان دشوار است، به ویژه در این زمان، که کوچکترین کار اشتباهی، می تواند منجر به ایجاد مانعی بزرگ برای آنان شود، قبل از آنکه حتی زمانی وجود داشته باشد که، بتوان این مسائل را حل کرد.
جای تعجب نیست که بسیاری از مربیان دارای “هنر اصیل جوابگویی در برابر مخالفان خاص ” خود باشند.

برخی صرفاً بی اهمیت هستند و موارد فراموش شده ای هم وجود دارد، اما مواردی هم هستند که در ذهن بسیاری از طرفداران باقی مانده اند.

در اینجا به پنج مورد اشاره می کنیم :
روبرتو مانچینی در مقابل پل لامبرت :

جدیدترین مورد در این پنج مورد است، و شاید حداقل کمتر حائز اهمیت باشد، اما این مسئله، بیشتر انعکاس صحبت های مانچینی است.حتی با وجود صرف یک میلیارد پوند برای کار کردن با تیم خود، سیتی بیرحمانه از “کاپیتال وان کاپ” در این هفته حذف شد. مربی سیتی به لامبرت طعنه زد و مربی دیگر فوراً با گفتن ” ساکت شو ” با او برخورد کرد. معمولاً درگیری های یک مربی، از بازی های ذهنی هوشمندانه ای که در دراز مدت انجام می شود، تشکیل شده است، اما این فقط بی ادبی به نظر می رسد و تلاش بسیار زیادی برای منحرف کردن اذهان رسانه ها از تیم سیتی به خاطر حذف زود هنگام از لیگ کاپ وجود داشت.
رافائل بنیتز در مقابل سر الکس فرگوسن :

هنگامی که لیورپول در واقع، مدعی قهرمانی بود، بنیتز و فرگوسن در برخی ” جنگ های کلاسیک کلمات ” با یکدیگر درگیر بودند، هر یک از آنها تلاش می کردند که در مقابل یکدیگر و در خارج از زمین، بهترین عملکرد را داشته باشند. یکی از تاکتیک های کلاسیک بنیتز نسبت به فرگوسن، تعصب آشکاری است که او در بازی های لیگ برتر نشان می داد، هنگامی که سرالکس اظهار نظر انتقادی از داوران را بیان کرد، بنیتز گفت : ” او تنبیه نمی شود. او تنها مربی در لیگ است که برای این چیزها مجازات نمی شود. در حالی که شاید نظر فرگوسن، درست نباشد، این مطمئناً یک عقیده است که بسیاری از طرفداران تیم های دیگر دارند ( که نظر سر الکس در مورد داوری درست نیست.) ” و این توضیح یکی از مواردی بود که در طول یک دشمنی طولانی بین این دو نفر، وجود داشت.
آرسن ونگر در مقابل سر الکس فرگوسن :

این دونفر، باسابقه ترین مربیان در لیگ برتر هستند و رقابت خود را در طول بیشتر از یک دهه نشان داده اند. در سال های اخیر، با افت آرسنال و کنار رفتن این تیم از رقابت برای کسب عنوان قهرمانی، رقابت این دو مربی با یکدیگر، به یک رقابت محترمانه تر تبدیل شده است. اما در اوایل سال ۲۰۰۰ این رقابت، شکل دیگری داشت. در زمان یک مسابقه بین آرسنال و منچستر یونایتد در سال ۲۰۰۴، نبرد پر هیجان داخل زمین بازی، تقریباً با حوادثی که در خارج از زمین اتفاق افتاد، به فراموشی سپرده شد. این بازی به عنوان “نبرد رستوران” شناخته شده است. مواد غذایی مختلف، از جمله پیتزا و قهوه، از طرف “یک بازیکن ناشناس آرسنال”، به سوی فرگوسن، پرتاب شد.

این کار بعدها منجر به این شد که فرگوسن توضیح دهد که او می دانسته که مقصر چه کسی است و ونگر نیز متقابلاً جواب داد.
“خارج از حد فرگوسن است. او احساس خود را در مورد واقعیت، از دست داده است. او از محدوده ی خود خارج شده است و به دنبال تلافی است، سپس درخواست کرد که فردی در مقابل اوست، عذر خواهی کند. او، در این زمان، آمادگی بیشتری برای شنیدن دارد.”

(به اعتقاد مترجم منظور این است که ونگر از فرگوسن خواست که به خاطر اظهار نظر خود، عذرخواهی کند و سر الکس باید بیشتر به صحبت های آرسن ونگر توجه کند.)

این بازی واقعاً یکی از بهترین “کشمکش های مدیریتی” بین دو تن از بهترین مربیان لیگ برتر بود.
آرسن ونگر در مقابل خوزه مورینیو :

نمی توان یک لیست از مربیان حاضر جواب را بدون نظر گرفتن خوزه مورینیو تصور کرد. مردی که می تواند رسانه ها را با پرحرفی و سبک کاریزماتیک خود و توانایی خاص خود به چنگ آورد، اما این مسئله می تواند باعث شود که مربیان زیادی از اظهارات مورینیو، خشمگین شوند.بزرگ ترین جدال او با آرسن ونگر در سال ۲۰۰۵ بود.
ونگر به اظهار نظر در مورد نتایج ضعیف چلسی در برابر اورتون و چارلتون پرداخت و یک بازی ذهنی عادی از طرف مرد فرانسوی، به وجود آمد. تکذیب این مطلب از سوی مورینیو ممکن است یکی از رنجش آورترین نظراتی باشد که در درگیری بین این دو مربی وجود داشت، بیان این مطلب از سوی مورینیو که : “من فکر می کنم که ونگر یکی از این افراد فضول است.او دوست دارد به تماشای افراد دیگر بپردازد. برخی از افراد هستند که هنگامی که آنها در خانه اند، آنها یک تلسکوپ بزرگ برای دیدن آنچه که در خانواده های دیگر اتفاق می افتد، دارند.ونگر مدام صحبت می کند و همیشه در مورد چلسی اظهار نظر می کند. ”
“جنگ کلمات” بین این دو مربی بسیار صریح بود.
خوزه مورینیو در مقابل رافائل بنیتز :

این دو مربی، هرگز همراه با یکدیگر نبودند و شخصیت های بسیار صریحی از خود را در یک “جنگ ثابت کلمات” بین دو مربی را، نشان دادند. یکی از لحظه های کلاسیک، درگیری این دو مربی با یکدیگر در سال ۲۰۰۷ پس از تساوی ۱-۱ دو تیم چلسی و لیورپول بود.

مورینیو اعلام کرد: که بازیکن تیم او دایو نکرده و براساس قوانین، بازی کرده است.

او گفت: ” من یک تیم بی ریا و بدون نیرنگ دارم، آنها بی تجربه هستند، زیرا که ما شیرجه زن هایی نداریم(منظور بازیکن هایی است که عمل “دایو” را انجام می دهند.)، ما بازیکن های خشنی نداریم، ما تکل های “تند و زننده ای” نمی زنیم.
ما افرادی که در استخرهای شنا، شیرجه می زنند،نداریم.چلسی یک تیم ساده و بی تکلف است.به نظر من، این، یک تیم “پاک” است.”

(به اعتقاد مترجم، مفهوم این است که مورینیو می خواهد این مطلب را بیان کند که بازیکنان چلسی هرگز عمل دایو کردن را انجام می دهند و همواره، یک بازی جوانمردانه را از خود به نمایش می گذارند.)
ساده به نظر می رسد که این اظهار نظر یک “تضاد طعنه آمیز” برای مربی مقابل یعنی رافائل بنیتز تلقی شود و او در یک پاسخ فوری، “مورینیو را به منحرف کردن واقعیت، هنگامی که بازیکنان چلسی عمل دایو را انجام می دهند، متهم کرد. ”
بنیتز گفت: “من نمی خواهم اسمی کسی رو بیاورم اما من شرایط مشابهی را در سه سال گذشته به یاد می آورم و شما امروز، می توانستید ببینید که بازیکنان همواره، در حال صحبت کردن با داور بودند. ”
نویسنده: شان تاکر

Comments are closed.