پایگاه هواداران منچستریونایتد در ایران- اختصاصی

فن خال این روزها سخت به دنبال ستاره ای است که تفاوتها را رقم بزند. می گردد به جستجوی رونالدوی بعدی الدترافورد. به دنبال آن است که ستاره ای داشته باشد تا در روزهای سخت یاری اش کند. عصای دستی می خواهد در نبردهای بزرگ تا تکیه گاهش باشد. تئوریسین هلندی اما یک جای کار را اشتباه کرده است. آنچه یونایتد را در این ۲۰ سال یونایتد کرده نه رونالدو بوده است و نه بکام. معجزه ما جای دیگری بود. معجزه ما را در دستان حالا لرزان یک اسکاتلندی مغرور میتوان پیدا کرد.

شاید باید فریاد بزنیم رئیس اشتباه می گردی. گم کرده ما جای دیگری است. گم کرده ما لبخند شیرین پیرمردی است که عمری دلداده اش بودیم. عمری دلداده اش بودیم و دیگر نیست. دیگر دیدنش محدود شده به گردش دوربینی. شاید بچرخد این دوربین و قاب تصویر گره بزند نگاهمان را به لبخندش. 

این روزها بازیکنان عصر فرگی یکی پس از دیگری از تیم می روند. می روند به جرم مفید نبودن. به جرم در شان نام منچستریونایتد نبودن. اما یادمان نیست همین چند سال پیش فردی بود که با همین بازیکنان مدعی هر جامی بود. یونایتد سر الکس با کلورلی، اوانز، رافائل و چیچا لیگ برتر را تسخیر می کرد و بی رقیب می تاخت. بارها گفته ام ۱۳ قهرمانی و ۵ نایب قهرمانی در ۲۰ سال یعنی اقتدار. این که ستاره امروزت جوان گمنام دیروزت باشد یعنی پرورش ستاره. این که در کوران لیگ و مصدومیتها ترکیب آماده داشته باشی یعنی هوش. این که به وقتش با یک خرید تیمت را تا فتح جام ببری یعنی موقعیت شناسی. به گمانم در فرهنگ لغت تعریفی بهتر نتوانید برای این واژگان پیدا کنید.   

شاید خیلی از طرفداران امروز شیاطین را که می بینند بزرگی فرگوسن را بیش‌تر درک می‌کنند. این روزهایی که با هر بازی تیم همه حرف از نیاز به خرید می زنند و سوالی که مدام در ذهن همه ما می آید. پس فرگی چگونه به راحتی جامها را می برد؟ سوالی تلخ که جوابش را خود در بردارد: فرگی

فن خال راهش را خواهد یافت. حداقل هواداران بسیار امیدوارند که آینده این گونه باشد. اما بی گمان بهای نداشتن فرگوسن بسیار سنگین خواهد بود. بسیار سنگین تر از شکست و ناکامی سالهای اول. شاید به بهای از دست دادن اطمینانی که همیشه داشتیم. شاید به بهای تمام سالهای پیش رو.

راستی، در همان فرهنگ لغت اگر نگاهی بیندازید در تعریف افسانه نوشته اند که افسانه یعنی واقعی نبودن. ولی به گمانم کسی باید به آنها بگوید ما منچستری ها خلافش را دیده ایم. با پیرمرد ما فهمیدیم گویا افسانه ها هم گاه می‌توانند واقعیت پیدا کنند….

Comments are closed.